
پايان قرون وسطى زنجير شده به دو نهضت مهم نوزايى فرهنگى (رنسانس) و اصلاحگرى (رفورماسيون) است، دوران جديد از خاكسترهاى قرون وسطى سر بر مىكشد، دورانى كه مبتنى بر جهانبينى ويژهاى است از مهمترين عوامل آن كاهش قدرت كليسا و دينمداران و ديگر ميداندارى قدرت علم است، فرهنگ عصر نوين بيشتر دنيوى است و كمتر روحانى و الهى، دولتها جا بر كليسا و قدرت دنيوى آن تنگ مىكنند و آنها بر امور فرهنگى نيز نظارت مىكنند، دايره قدرت دينى تنگ مىشود و اگرچه در ابتدا قدرت در دست شاهان است، اما كمكم نظام سلط...
ادامه مطلب